شاخ شکستن

لغت نامه دهخدا

شاخ شکستن. [ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از ادب کردن و از خودسری و غرور بازآوردن. ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ):
مغرور بحسن خویشتن بود
زلف تو شکست شاخ سنبل.سلیم ( از آنندراج و فرهنگ نظام ).

فرهنگ فارسی

کنایه از ادب کردن و از خود سری و غرور باز آوردن.

جمله سازی با شاخ شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو شاخ گل ز شکستن چگونه سرپیچم هزار معنی رنگین در آستین دارم

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز