رجزهای یاران ابا عبدالله علیه السلام

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] این صفحه مدخلی از کتاب فرهنگ عاشورا است
شعرهای حماسی که جنگاوران در میدان های نبرد می خوانند. «رجز، نام یکی از بحور شعری عربی است که نوعی تحرک و روانی در آن است. در گذشته و دوران جاهلیت، از این وزن شعر بیشتر در اشعاری که جنبه مبارزه، دشنام یا تفاخر داشته استفاده می شده است. بکارگیری این وزن و آهنگ در شعرهای حماسی که مبارزان در میدان های جنگ می خواندند، سبب شده که به آن اشعار، رجز گویند. معمولا رجز، ابیاتی کوتاه داشته و به صورت ارتجالی در میدان سروده می شده است. از این رو گاهی هم خطاهای دستوری و ادبی دارد».
بیشتر افراد، هنگام رجز خواندن در میدان مبارزه، اشعار شعرای عرب را که باحال و وضع آنان مطابق بود می خواندند و اگر خود جنگجو طبع شعر داشت، فی البدیهه در وصف و معرفی خویش شعر می سرود و نام خود و پدر و قبیله و سوابق دلیری های خود و قبیله اش را در آن بیان می کرد.
رجز، هم برای تقویت نیرو و روحیه خود بود، هم برای ترساندن رقیب. «رجز، سرود نظامی رایج در آن دوره ها بود که جنگاوران در اثناء جنگ، آن را می خواندند و به شجاعت و قهرمانی های خویش می بالیدند و دشمنانشان را به کشتن و تار و مار کردن تهدید می کردند. رجز در آن میدان های نبرد، مانند یک سلاح پیکار مؤثر بود و رزم آوران همان گونه که بر شمشیرها و تیرها و نیزه ها اعتماد می کردند، بر رجزهای خود نیز تکیه می کردند».
در کربلا نیز، حسین بن علی علیه السلام و فرزندان و برادران و یارانش در میدان های نبرد، رجز می خواندند. رجزهایی که اصحاب امام روز عاشورا می خواندند، نمایانگر عقیده و هدفی که در راه آن از شهادت استقبال می کردند و انگیزه جهادشان بود، که در چه راهی و برای چه هدفی است و نشان دهنده یقین، ثبات قدم، آگاهی و بصیرتشان بود.
مثلا حضرت اباالفضل، گفته است: والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابدا عن دینی که گویای حمایت از آیین است. قاسم بن حسن علیه السلام رجز می خواند که: «ان تنکرونی فانا ابن الحسن...».
عمرو بن جناده رجز می خواند: امیری حسین و نعم الامیر سرور فؤاد البشیر النذیر...
علی اکبر علیه السلام می خواند: انا علی بن الحسین بن علی نحن و بیت الله اولی بالنبی تالله لا یحکم فینا ابن الدعی اضرب بالسیف احامی عن ابی ضرب غلام هاشمی عربی...

جمله سازی با رجزهای یاران ابا عبدالله علیه السلام

💡 سپس با كلمه يا ابا عبدالله حضرت را مخاطب قرار داد و گفت: خداوند به تو پاداش خيردهد، راه رفتن را پيش گرفت، اما ديگر چيزى نفرمود.

💡 و بر تو باد فرزند عزيزم به برپاداشتن مجالس عزاى حضرت ابا عبدالله الحسينعليه السلام در هر روز و شب به قدر امكان ولو مخارج آن را هم نداشته باشى باز آن رااقامه نما.

💡 فرزند رشيد ام البنين عليه السلام، هارون ابا عبدالله عليه السلام بود، الا انه ليسبامام !

💡 - يا ابا عبدالله ! جانم فداى تو باد! لشكر به تو نزديك شده، به خدا شما كشتهنخواهى شد تا من در حضورتان كشته شوم. دوست دارم نماز ظهر را با شما بخوانم و آنگاه با آفريدگار خويش ملاقات نمايم.

💡 اى ابا عبدالله صبر كن، كه پدرت نيز تحمل مى كندمثل آنچه به تو مى رسد، سپس حضرت آب طلبيد، وضو گرفته نماز خواند، دوبارهسخنان خود را تذكر داده سپس چشمان مباركش مختصرى به خواب رفت، وقتى بيدار شدفرمود:

💡 سپس آن حضرت به امام حسين (ع ) فرمود: (اى ابا عبدالله ! از اين دختر بهترين شخصروى زمين، براى تو متولد شد)، و على بن الحسين (امام سجاد) از او متولد شد.