لغت نامه دهخدا
خواب بینا.[ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) رؤیا. تیناب. بوشباس. || ( نف مرکب ) بیننده رؤیا. ( ناظم الاطباء ).
خواب بینا.[ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) رؤیا. تیناب. بوشباس. || ( نف مرکب ) بیننده رؤیا. ( ناظم الاطباء ).
رویا تیناب
💡 از در پوشیده برگردند مهمانان غیب بخیه از خواب گران بر دیده بینا مزن