حساسات

مترادف‌ها

حسگرها

لغت نامه دهخدا

حساسات. [ ح ُ ] ( ع اِ ) ج ِ حُساسَة. حساس.

جمله سازی با حساسات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 س: مـمـكـن است لطفا حساسات و عقايد خود را درباره و قايع اخير سياسى در ايران شرحدهيد؟ نظر شما درباره دولت تازه منصوب شده بختيار چيست ؟

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران