افسو

لغت نامه دهخدا

افسو. [ اَ ] ( اِ ) بلغت پازند کلمه امر یعنی بیا. || چنگال. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با افسو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای که افسوی عمر رفته خوری باقی عمر خویش را دریاب