لغت نامه دهخدا
برغوث. [ ب ُ ] ( ع اِ ) کیک. ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات از شرح نصاب و کنزاللغة ). کک. ( فرهنگ فارسی معین ). ج، براغیث. ( منتهی الارب ).
برغوث. [ ب ُ ] ( ع اِ ) کیک. ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات از شرح نصاب و کنزاللغة ). کک. ( فرهنگ فارسی معین ). ج، براغیث. ( منتهی الارب ).
(بُ ) [ ع. ] ( اِ. )کک، کیک. ج. براغیث.
کیک، کک، برغوث البحر: نوعی ماهی یا ملخ، دریایی که آنرا میخورند، میگو، اربیان
( اسم ) کیک کک. جمع: براغیث. یا برغوث البحر.
کک، کیک.
براغیث.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او با مرید برغوثی شاعر فلسطینی ازدواج کرد. رضوی عاشور مادر تمیم برغوثی (شاعر) است.
💡 انتخابات مقدماتی فتح برای تعیین نامزدها برگزار شد، اما نتایج آن در برخی حوزهها از سوی رهبری سازمان رد شد و با دودستگی حاکم به تشکیل جبهه المستقبل متشکل از اعضای جوانتر فتح انجامید که مروان برغوثی را در صدر فهرست خود قرار دادند.
💡 جبهه مردمی برای آزادی فلسطین پس از مرگ عرفات در سال ۲۰۰۴ برای معرفی یک کاندیدای چپگرا جهت به عهده گرفتن ریاست جمهوری دولت فلسطین با جبهه دمکراتیک برای آزادی فلسطین و حزب کار فلسطین وارد مذاکره شد. گفتگوها به نتیجه نرسید و سازمان در نهایت از مصطفی برغوثی حمایت کرد که ۱۹٫۴۸٪ آراء را به دست آورده و از ابومازن شکست خورد.
💡 وجه نامگذاری این روستا به مرحوم شیخ زبون بن محمد بن برغوث از شیوخ قبیلهٔ عرب الهویشم بنی مالک که در آنجا ساکن و مالک زمین های آنجا بود برمیگردد.