اصالت ظهور

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اخذ به ظهور کلام و الغای احتمال خلاف آن
اصالت ظهور، در جایی به کار می رود که لفظ استعمال شده، در معنای خاصی ظهور داشته باشد؛ یعنی حمل لفظ یا کلام بر آن معنا در نظر عقلا راجح باشد، هر چند در مقام استعمال، احتمال خلاف آن (اراده معنای مرجوح ) داده می شود؛ در چنین حالتی عقلا به معنای ظاهر تمسک نموده و معنای خلاف ظاهر را نادیده می گیرند. بنابراین، اصالت ظهور، یعنی اخذ به ظهور کلام (معنای راحج) و الغای احتمال خلاف آن (معنای مرجوح). این اصل لفظی عقلایی، حکم می کند که تا وقتی برای معنای خلاف ظاهر دلیلی اقامه نشده است، باید همان معنای ظاهر کلام را اخذ کرد و به آن پای بند بود، و شارع شیوه جدیدی را اختراع نکرده است، بلکه همان شیوه عقلا را در تمسک به ظهور لفظ متکلم تایید و امضا نموده است زیرا اگر شیوه دیگری مورد نظر شارع بود آن را بیان می کرد.
نکته اول
این اصل چنان گسترده است که همه اصول لفظی دیگر را در بر می گیرد، به گونه ای که همگی به همین اصل برمی گردد؛ بنابراین، درباره اصالت حقیقت می توان گفت: لفظ با احتمال اراده معنای مجازی از آن، در معنای حقیقی ظهور دارد. در مورد اصالت عموم گفته می شود: لفظ با احتمال تخصیص، در عموم ظهور دارد و بقیه اصول لفظی نیز به همین ترتیب به اصالت ظهور بر می گردد.بنابراین، اگر به جای اصول لفظی، فقط به اصالت ظهور به معنای عام آن اکتفا شود، دیگر نیازی به اصول دیگر نیست.
نکته دوم
نسبت به رجوع اصالت ظهور به اصالت عدم قرینه و بالعکس، میان علمای اصول اختلاف نظر است: « شیخ انصاری » (رحمه الله) در کتاب « رسائل » می گوید: اصالت ظهور و سایر اصول وجودی به اصالت عدم قرینه بر گشت می نماید. مرحوم « آخوند » عکس این مسئله را اعتقاد دارد و مرحوم مظفر می گوید: غیر از اصالت ظهور، اصل مستقلی به نام اصل عدم قرینه وجود ندارد تا نوبت به آن برسد و بحث شود که کدام یک به دیگری بر می گردد.

جمله سازی با اصالت ظهور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باروخ اسپینوزا (به انگلیسی: Baruch Spinoza) و بعدها معروف با نام بندیکت دِ اسپینوزا (زاده ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ – درگذشته ۲۱ فوریه ۱۶۷۷) فیلسوف مشهور هلندی با اصالت یهودیِ سفاردیِ پرتغالی بود. وی یکی از بزرگ‌ترین خردگرایان و جبرگرایان فلسفه قرن هفدهم و زمینه‌ساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم به‌شمار می‌رود.

💡 بنابراین می‌باید آغاز روند شکل‌گیری لهجۀ فارسی کرمانشاهی را مربوط به اواخر نیمۀ دوم قرن نوزدهم دانست. در نتیجۀ این روند زبان‌های کردی و فارسی به‌صورت متقابل در یکدیگر تأثیر گذاشتند که در نتیجه آن دو لهجۀ کردی کرمانشاهی و فارسی کرمانشاهی پدید آمدند. در اثر این ارتباط گویش کردی جنوبی تحت تأثیر زبان فارسی قرار گرفته و لهجۀ کردی کرمانشاهی را به وجود آورد که در میان لهجه‌های کردی بیشترین تأثیرپذیری را از فارسی نشان می‌دهد، هرچند کردی جنوبی همچنان اصالت زبانی خود را حفظ کرده‌است. به همین ترتیب لهجۀ فارسی کرمانشاهی نیز از تأثیر گویش‌های مختلف زبان کردی رایج در منطقۀ کرمانشاه همچون کلهری، زنگنه‌ای و زبان لکی بر زبان فارسی پدید آمد. از آغاز دهۀ ۱۹۲۰ و با تأسیس حکومت پهلوی اول و متعاقباً تأسیس نظام آموزشی فراگیر، انحصار آموزش در اختیار زبان فارسی قرار گرفت و ترویج زبان فارسی در کرمانشاه شکلی سیستماتیک یافت و بعداً با ظهور وسایل ارتباطاتی از قبیل رادیو، تلویزیون و سینما این انحصار تمامیت یافت.