مصلق

لغت نامه دهخدا

مصلق. [ م ِ ل َ ] ( ع ص ) خطیب بلیغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). صلاق. مصلاق.( منتهی الارب ). و رجوع به مصقل و مصقع و مصلاق شود.

فرهنگ فارسی

خطیب بلیغ صلاق.

جمله سازی با مصلق

💡 آن در درون كعبه قرار داشت، در پيش وى هفت تير قرعه گذاشته بود در روى اولىنوشته بود صريح و در روى دومى ملصق اگر در مولودى شك مىكردند به هبل هديه اى داده و قرعه مى كشيدند، اگر صريح مى آمد او رامال پدرش دانسته و اگر مصلق مى آمد، از پدرش دفع مى كردند، تير ديگرىبراى ميت و ديگرى براى نكاح، سه تاى ديگرى برايمن تفسير نشده است، در مخاصمه، يا براى اراده سفر يا ارائه كارى پيش او قرعه مى كشيدند.

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز