شبعه

لغت نامه دهخدا

( شبعة ) شبعة. [ ش ُ ع َ ] ( ع اِ ) مقدار یک سیری از طعام. ( از منتهی الارب ). یکی شبع. به مقدار سیرکننده از طعام.( از اقرب الموارد ): اشتهی شبعة من الطعام؛ به اندازه یک سیری از غذا اشتها دارم. ( از اقرب الموارد ).
شبعة. [ ش َ ب ِ ع َ ] ( ع ص ) شبعانة. ( از اقرب الموارد ). رجوع به شبعانة شود.

فرهنگ فارسی

بمعنی شبعانه

جمله سازی با شبعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ثواب صدقه دادن به مؤ من باندازه سير شدن او   حديث: 1 حدثنى محمد بن موسى بنالمتوكل رضى الله عنه قال حدثنى محمد بن جعفرقال حدثنى موسى بن عمران عن الحسين بن يزيد رفعه الى ابى عبدالله عليه السلامقال لان اتصدق على رجل مسلم بقدر شبعه احب الى من ان اشبع افقا من الناسقال قلت و ما الافق قال مائه الف او يزيدون.

💡 حديث: 1 حدثنى محمد بن موسى بنالمتوكل رضى الله عنه قال حدثنى محمد بن جعفرقال حدثنى موسى بن عمران عن الحسين بن يزيد رفعه الى ابى عبدالله عليه السلامقال لان اتصدق على رجل مسلم بقدر شبعه احب الى من ان اشبع افقا من الناسقال قلت و ما الافق قال مائه الف او يزيدون.

💡 ((چاه زمزم ))، در طول تاريخ، بارها بر اثر حوادث، خراب شده و دوباره آن را مرمّتكرده اند. نامهاى اين چاه، علاوه بر ((چاه زمزم )) عبارتند از: ((ركضةجبرائيل، حفيرة اسماعيل، حفيرة عبدالمطلب، برّه، المضمونه، الرداء، شبعه، طعام، مطعمو شفاء شقم )).(131)

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز