سمن سینه

لغت نامه دهخدا

سمن سینه. [ س َ م َ ن َ/ ن ِ ] ( ص مرکب ) سمن بر. ( ناظم الاطباء ):
او سمن سینه و نوشین لب و شیرین سخن است
مشتری عارض و خورشیدرخ و زهره لقاست.فرخی.چون سمن سینه زین سخن پرداخت
شه در آغوش خویش جایش ساخت.نظامی.زنان سمن سینه سیم ساق
بهر کار با او کنند اتفاق.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که دارای سینه ای چون سمن است سپید تن.
سمن بر

جمله سازی با سمن سینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درآمد خرامان سمن سینه‌ای به من داد تیغی در آیینه‌ای

💡 پری پیکر و مه رخ و مشک بو سمن سینه و نوش لب لاله روی

💡 او سمن سینه و نوشین لب و شیرین سخنست مشتری عارض و خورشید رخ و زهره لقاست

💡 سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای زان که نه مهری که همه کینه‌ای

💡 رخ برافروخت همچو آیینه آن پری پیکر سمن سینه

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز