جوانح

لغت نامه دهخدا

جوانح. [ ج َ ن ِ ] ( ع اِ ) ج ِ جانحة. استخوانهای پهلو نزدیک سینه. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): و آدمی را هیچ چیز از اجزا واعضا و جوانح و جوارح عزیزتر نیست. ( سندبادنامه ).

فرهنگ فارسی

جمع جانحه استخوانهای پهلو نزدیک سینه.

جمله سازی با جوانح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشاره: براى ريا و نفاق و همچنين براى كفر، شرك و الحادعلل و اسبابى است كه به مناسبت، در تفسير آيات متنوع بازگو مى شود. يكى ازعلل مستور نفاق و مانند آن اين است كه انسانغافل يا جاهل، نمى داند خداوند از همه اعمال جوانح و جوارح آدمى آگاه است و تدبير همهامور آفرينش ‍ بدون واسطه يا با واسطه به مشيئت و قدرت اوست: (... ولكن ظننتم انالله لا يعلم كثيرا مما تعملون ). (665) از اين رو چنين انسانغافل يا جاهلى به غير خداوند تكيه مى كند. اگر خداوند از برخى امور آگاه نباشد، قهرابه اداره و تدبير آن نيز نمى پردازد.

💡 ج. اگر كسى بگويد: خداوند از اهل عصيان فى الجملة نه بالجملة مى گذرد، چنين گفتارى با آيات عفو و وصفح و كرم الهى مطابق است و با هيچ اصلى مخالف نيست و اگر درباره كسى كه ماحط به معاصى است، يعنى بر اثر ابتلاى به شرك همه جوانح و جوارح وى تحت احاطه عصيان قرار گرفته، چنين بگويد كه وى مورد عفو خداست، گفتار او با ظاهر آيه مورد بحث منافات دارد و اگر گوينده مفروض مفاد آيه را خبر بداند نه انشا و مضمون همين خبر را نفى كند، مستلزم تكذيب الهى است و اگر به لازم كلام خود توجه داشته باشد و آن لازم باطل را ملزم شود، قول او حكم انكار ضرورى دارد.

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز