گرد و غلنبه

لغت نامه دهخدا

گرد و غلنبه. [ گ ِ دُ غ ُ لُم ْ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) گرد و قلنبه. میانه بالای. چاق و چله. رجوع به گرد و قلنبه شود.

جمله سازی با گرد و غلنبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو پیش پدر شد سیاووش پاک نه دود و نه آتش نه گرد و نه خاک

💡 هر گرد و غباری که به دل بود ز هجرت از باغ وصال تو نسیم آمد و برخاست

💡 تو گردون از گرد و از ابر صافی بگردون گل و لاله خورشید و اختر

💡 تو نیاری تاب این، کنجی گزین گرد این کم گرد و در کنجی نشین

💡 تو پنهان گرد و پنهان باش از خود ببین خود را نه نیکی بین و نه بد

💡 آشفتگی بر اوج فنا بال می زند ای شعله داغ گرد و نگه دار جای را