چپ افتادن

لغت نامه دهخدا

چپ افتادن. [ چ َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) چپ بستن. || مخالفت کردن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اعتراض کردن. ( ناظم الاطباء ). مخالف یا دشمن بودن. ( فرهنگ نظام ).
- چپ افتادن باکسی؛ کینه از وی بدل گرفتن. با او بد شدن. دشمن شدن با وی:
از چشم هوس عیش و طرب افتاده است
با راست روان زمانه چپ افتاده است.ظهوری ( از آنندراج ).|| مکاری ورزیدن. ( آنندراج ). حیله بکار بردن. ( ناظم الاطباء ). || در طرف چپ افتادن چیزی. ( فرهنگ نظام ). برگشتن بطرف چپ:
با حریفان همه درساخته غیر از با ما
کشتی ما و تو افتاده همین تنها چپ.شفایی ( از آنندراج ).رجوع به چپ بستن شود.

فرهنگ فارسی

چپ بستن. یا مخالفت کردن. اعتراض کردن. مخالف یا دشمن بودن. چپ افتادن با کسی کینه از وی بدل گرفتن. با او بد شدن. دشمن شدن باوی.

جمله سازی با چپ افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رنگ برگ پاییزی به تغییر رنگ برگ درختان برگریز پیش از افتادن برگ در فصل پاییز گفته می‌شود. تغییر رنگ برگ به‌ویژه در چند گونه از انواع درختان افراییان بسیار زیباست.

💡 اولین ماهواره مصنوعی، اسپوتنیک ۱ (Sputnik ۱) بود که توسط شوروی در ۴ اکتبر ۱۹۵۷ شروع به کار کرد و باعث به راه افتادن یک رقابت فضایی بین شوروی و آمریکا شد. آمریکا نیز اولین ماهواره خود را در ۳۱ ژانویه ۱۹۵۸ به فضا پرتاب کرد.

💡 از در افتادن‌ِ شکار‌ی خام صد دیگر در اوفتند به دام

💡 اين روايت، مس شيطان در دنيا را بيان مى كند: در همين دنيا ربا خوار، اگر چه يك روز بهآخر عمرش باقى مانده باشد، به صرع و جنون و از كار افتادن مغز گرفتار مىشود.(443)

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز