نخ قندی

لغت نامه دهخدا

نخ قندی. [ ن َ خ ِ ق َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نخ قند. رجوع به نخ قند شود.

فرهنگ فارسی

نخ قند

جمله سازی با نخ قندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک قلم خاصه به وصف لب شیرین نکویان شهد باری مگر ای خامه یغما نی قندی

💡 با این لب شیرین چو در آیی به شکرخند گویند: که شور شکری فتنه ی قندی

💡 مریض عشق تورا شربت طبیب چه سود دوای خسته دلان جز لبان قندی نیست

💡 از جمله شیرینی‌های سنتی شهر ساوه می‌توان به نان قندی و روح‌افزا اشاره کرد.

💡 هست دشنام پیاپی ز لب شیرینش شربتی غیر مکرر، ز مکرر قندی

💡 از جمله سوغات دلیجان می‌توان به جوز قندی، پولکی، حلواشکری و نبات اشاره کرد.

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز