خط ببریده

لغت نامه دهخدا

خط ببریده. [ خ َطْ طِ ب ُ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حروف بریده که بر کاغذ دیگر وصل کنند. ( آنندراج ). خط بریده:
هر کجا سوز درون خودنوشتم پاک سوخت
چون خط ببریده پندارند مکتوب مرا.باقر کاشی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

حروف بریده که بر کاغذ دیگر وصل کنند خط بریده.

جمله سازی با خط ببریده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من بدین خامه ببریده بی کام و زبان من بدین نامه شوریده بی نام و خطر

💡 خم گشته چو قربانی و پرحلقه چو فتراک ببریده چو پیوندی و بشکسته چو پیمان

💡 از خودی خود بکل ببریده‌اند شربت معنی به جان نوشیده‌اند

💡 ای کاش دشمن بودمی نی دوست چون بر زعم من با دشمنان پیوسته‌ای و ز دوستان ببریده‌ای

💡 گر بلبل طبعم نه مدیح تو سراید ببریده زبان باید و منقار شکسته

💡 کز نیستان تا مرا ببریده‌اند در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز