حرائب
مترادفها
آسیبها، خسارتها، تخریبها
متضادها
فواید، منافع، سودها
لغت نامه دهخدا
حرائب. [ ح َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ حَریبة. حَریبةالرجل؛ مال مسلوبه مرد یا مال که بدان زندگانی نماید. ( منتهی الارب ): مردان از کار بازماندندو اموال و خزاین و حرائب و مراکب و رکائب و سلاحها سپری شد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 56 ).
جمله سازی با حرائب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 302- واژه حرب در نهاية اللغه ابن اثير، حرائب جمع حربيه است.