بادبان اخضر
لغت نامه دهخدا
بادبان اخضر. [ ن ِ اَ ض َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان و فلک و عرش و کرسی باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 10 ). آسمان و عرش. ( ناظم الاطباء ):
چون آه عاشق آمد صبح آتش معنبر
سیماب آتشین زد در بادبادن اخضر.خاقانی.رجوع به بادبان سبز شود.
فرهنگ فارسی
کنایه از آسمان و فلک
جمله سازی با بادبان اخضر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون آه عاشقان شد صبح آتش معنبر سیماب آتشین زد در بادبان اخضر