مردوا

مردوا

واژه «مَرَدُوا» فعلی عربی از ریشه «مرد» است که در متون لغوی و تفسیری به معنای خو گرفتن، عادت کردن و استمرار یافتن یک رفتار در انسان به کار می‌رود. این واژه زمانی استفاده می‌شود که یک صفت یا رفتار به حدی در وجود فرد تثبیت شده باشد که به صورت عادت ریشه‌دار و طبیعت ثانویه در او درآید. از نظر معنایی، «مردوا» تنها به انجام یک عمل اشاره ندارد، بلکه بر تداوم، تمرین و ممارست طولانی در آن عمل دلالت می‌کند. به همین دلیل، در بسیاری از تفاسیر قرآنی این واژه به معنای «سخت خو گرفتن» یا «ورزیده شدن در یک صفت» توضیح داده شده است. این واژه در قرآن کریم در آیه ۱۰۱ سوره توبه در عبارت «مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ» آمده است که به حال گروهی از منافقان اشاره دارد. در این آیه، منظور این است که آنان در نفاق و دورویی چنان استمرار و تمرین داشته‌اند که این صفت در وجودشان نهادینه شده است. مفسران قرآن این حالت را مرحله‌ای می‌دانند که در آن نفاق از یک رفتار ساده به یک ویژگی ثابت شخصیتی تبدیل می‌شود. در نتیجه، «مردوا» بیانگر شدت عادت، پایداری و رسوخ یک رفتار در انسان است، نه صرف انجام موقت آن. از نظر ادبی، این واژه بار معنایی منفی دارد و معمولاً برای توصیف عادت‌های ناپسند یا صفات نادرست به کار می‌رود. بنابراین، «مردوا» به معنای خو گرفتن و ریشه‌دار شدن یک رفتار یا صفت در انسان است که در آیه مذکور، به خو گرفتن منافقان در نفاق و دورویی اشاره دارد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مَرَدُواْ: خو گرفته اند - عادت کرده اند(کلمه مرد به معنای سرکشی و بیرون شدن از اطاعت، و تمرین و ممارست شر است، و معنای دوم با جمله مردوا علی النفاق مناسبتر است، چون معنای آن چنین میشود: آنها بر مساله نفاق تمرین و ممارست کردهاند، به حدی که دیگر عادتشان شده...
ریشه کلمه:
مرد (۵ بار)
«مَرَدُوا» از مادّه «مرد»، (بر وزن سرد)، به معنای طغیان و سرکشی و بیگانگی مطلق می باشد، و در اصل به معنای «برهنگی و تجرد» آمده، و به همین جهت به پسرانی که هنوز مو در صورتشان نروییده است «أمرد» می گویند.
«شجرة مرداء» یعنی درختی که هیچ برگ ندارد، و «مارد» به معنای شخص سرکش است، که به کلّی از اطاعت فرمان خارج شده است.
بعضی از مفسران و اهل لغت، این ماده را به معنای «تمرین» نیز گرفته اند (از جمله در «تاج العروس» و «قاموس» تمرین، یکی از معانی آن ذکر شده است).و این، شاید به خاطر آن باشد که تجرد مطلق از چیزی، و خروج کامل از آن بدون ممارست و تمرین ممکن نیست.
آنچه از اقوال اهل لغت به دست می‏آید این است که مرد به معنی عاری بودن و به معنی مستمر بودن است.راغب گوید: مارِد و مَرید از شیاطین جن و انس آن است که از خیرات عاری باشد. شجر اَمْرَد درختی را گویند که خالی از برگ باشد. رَمْلَةٌ مَرْداء خاکی است که که چیزی نرویاند. جوان بی ریش اَمْرَد گویند که صورتش عاری از مو است. در قاموس و اقرب آمده: «مَرَدَ عَلَی الشَّیْ‏ءِ: مَرَنَ وَ اسْتَمَرَّ عَلَیْهِ» یعنی در آن مستمر و پیوسته شد و بر آن عادت کرد... مرید و مارد به معنی عاری از خیر و بی فایده است و اینکه آن را طاغی و عاصی گفته‏اند ظاهراً بدان جهت است که از طاعت حق عاری و خالی است. *. مَرَدُوا ظاهراً به معنی استمرار است چنانکه نقل شد یعنی از اهل مدینه کسانی هستند که بر نفاق عادت کرده‏اند. *. مُمَرَّد به معنی صاف شده است و آن به معنای اولی مناسب است که صاف شده عاری از خلل و فرج است و آیه روشن می‏کند که سلیمان قصر آئینه کاری شده داشته است.

جمله سازی با مردوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به عنوان نمونه: (( و ممن حولكم من الاعراب منافقون و مناهل المدينه مردوا على النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم.(276) ))