لغت نامه دهخدا
حرامخواره. [ ح َ خوا / خا رَ / رِ ] ( نف مرکب ) حرام خوار: حرام خور:
چو مستحلاّن شوم و حرامخواره نه ایم
از این سبب همه ساله اسیر حرمانیم.مسعودسعد ( دیوان چ نوریان ص 507 ).
حرامخواره. [ ح َ خوا / خا رَ / رِ ] ( نف مرکب ) حرام خوار: حرام خور:
چو مستحلاّن شوم و حرامخواره نه ایم
از این سبب همه ساله اسیر حرمانیم.مسعودسعد ( دیوان چ نوریان ص 507 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو مستحیلان شوم و حرامخواره نه ایم ازین سبب همه ساله اسیر حرمانیم