لغت نامه دهخدا
توتیای بصر. [ ی ِ ب َ ص َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آنچه بدو چشم روشن شود. ( انجمن آرا ). رجوع به توتیای چشم و توتیا و دیگر ترکیبهای آن شود.
توتیای بصر. [ ی ِ ب َ ص َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آنچه بدو چشم روشن شود. ( انجمن آرا ). رجوع به توتیای چشم و توتیا و دیگر ترکیبهای آن شود.
آن چه بدو چشم روشن شود
💡 رشح دست تو کیمیای حسن خاک پای تو توتیای بصر