لغت نامه دهخدا
بید سفید. [ دِس ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گونه ای از درخت بید. اسپیدار. صفصاف البیض. ( از واژه نامه گیاهی ص 161 ) ( از گیاهشناسی گل گلاب ص 297 ).
بید سفید. [ دِس ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گونه ای از درخت بید. اسپیدار. صفصاف البیض. ( از واژه نامه گیاهی ص 161 ) ( از گیاهشناسی گل گلاب ص 297 ).
گونه ای از درخت بید ٠ اسپیدار ٠
💡 چوب بید سفید، محکم و سبک است. از زغال آن در ساخت باروت استفاده میشود. به دلیل سبکی و مقاومت برشی اندک، به راحتی خم میشود؛ بنابراین برای ساختن سبدهای چوبی بهکار میرود.
💡 بید سفید در ایران در استانهای چهارمحال و بختیاری، کردستان، کرمانشاه، همدان، لرستان، تهران و آذربایجان غربی میروید.
💡 بید سفید در ایران در استانهای گیلان، مرکزی، کردستان، کرمانشاه، اصفهان، فارس، لرستان، کهکیلویه و بویراحمد، بوشهر، کرمان، سیستان و بلوچستان، خراسان، تهران و یزد میروید.