بازپس مانده

لغت نامه دهخدا

بازپس مانده. [ پ َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) عقب مانده. بدنبال مانده. باقی. ج، بازپس ماندگان. باقین. عقب ماندگان. بدنبال ماندگان:
وزین بازپس ماندگان قبائل
بجز غمر غمرالردائی نبینم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

عقب مانده

جمله سازی با بازپس مانده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از ديدگاه من، نمى توان براى بازمانده عمر انسان، قيمت و بهائى تعيين كرد. آن مقداركه گذشت، زمان خوش و پسنديده اى نبود. انسان در بازپس مانده عمر خويش مى تواندآنچه را كه از دست داده جبران و تدارك كند، و وقت كشى هاى خود را دوباره احياء نمايد، وبدى را در سايه خوبى و كارهاى نيك، محو و نابود نموده و زشتى ها را به زيبائى هامبدل سازد.

💡 اميدوارم خداوند متعال همه ما را از بسترهاى سكوت و سكون و آرامگاههاى طبيعت و جبلت وغفلت، هشيار و بيدار سازد و به ما توفيق دهد تا بازپس مانده عمر و ايام چنين مهلتكوتاهى را در طريق تحصيل علوم دينى مصروف سازيم.

💡 مران تند ای عماری دار لیلی حسبة لله که با صد بار دل بیچاره مجنون بازپس مانده

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز