بازا

لغت نامه دهخدا

بازا. ( اِ ) نود استیر باشد، بموجب قرارداد زراتشت بهرام و هر استیری چهار مثقال است. ( برهان ). وزنه ای که معادل است با نود استیر و هر استیری چهار مثقال است. ( ناظم الاطباء ) ( دِمزن ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ).

فرهنگ فارسی

( باز آ ) با زبیا است

دانشنامه عمومی

بازا ( به انگلیسی: Baza ) شهری واقع در استان گرانادا در جنوب اسپانیا است. در سال ۲۰۰۳ تعداد ساکنین این شهر ۲۱٬۰۰۰ نفر برآورد شده است.

جمله سازی با بازا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از عرق رخسار گلگون را گلستان کرده‌ای بازای سرچشمه خورشید، طوفان کرده‌ای

💡 عهد جوانی من، بگذشت در فراقت بازای تا ببویت، باز آیدم جوانی

💡 آنکه تازه است از وجودش تیز بازا سخن وانکه شد زنده بجودش نیکنامی سخا

💡 سروا، چه شد که دور شدی از کنار ما؟ بازا که خوش نمی گذرد روزگار ما

💡 بازا که من افتاده‌ام و غیر خیالت کس بر سر من نیست ز بیگانه و از خویش

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز