ام ابان
لغت نامه دهخدا
ام ابان. [ اُم ْ م ُ اَ ] ( اِخ ) زنی از صحابیات بود. رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1031 شود.
ام ابان. [اُم ْ م ُ اَ] یکی از دختران عثمان بن عفان خلیفه سوم بود. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1031 ).
ام ابان. [ اُم ْ م ُ اَ ] ( اِخ ) زینب تیمیمه مکناة به ام ابان. از زنان شاعر عرب و در فصاحت معروف بوده است.از اشعار معروف او قصیده ای است در مرثیه پسر خود که بدست ابن دمیسیه کشته شده بود. از آن قصیده است:
باهلی و مالی بل بجل عشیرتی
قتیل بنی تیم بغیر سلاح
فهلا قتلتم بالسلاح ابن اختکم
فتظهر فیه للشهود جراح.
رجوع به خیرات حسان ج 1 ص 35 و ریحانة الادب ج 6 ص 208 شود.
فرهنگ فارسی
زینب تیمیه مکناه به ام ابان از زنان شاعر عرب و در فصاحت معروف بوده است.
جمله سازی با ام ابان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مروان با اين پاسخ برخاست و در حالى كه بيرون مى رفت، گفت: مرده شوى اين اوضاع و دين و آيينت را ببرد! آنگاه به نزد على بن الحسين آمد و از آن حضرت درخواست كرد كه اهل و عيال او را در پناه خود بگيرد. امام خواهش او را پذيرفت و حرم مروان و همسرش ام ابان، دختر عثمان، را زير حماى خود به همراه دو فرزندش محمد و عبدالله به طائف فرستاد.