بی عنایت
مترادفها
بیتوجه، بیدقت، سهلانگار
متضادها
با عنایت، توجه
لغت نامه دهخدا
بی عنایت. [ ع ِ ی َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + عنایت ) بی شفقت و نامهربان. ( آنندراج ). درشت و بی مروت. بی اهتمام. بی علاقه. ( ناظم الاطباء ). بی توجه:
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت.حافظ.رجوع به عنایت شود.
فرهنگ فارسی
بی شفقت و نامهربان. درشت و بی مروت. بی اهتمام.
جمله سازی با بی عنایت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای بی عنایت عاقبت خواهی بحسرت کشتنم سودی ندارد بیش ازین خاموشی و فریاد هم
💡 کس بی عنایت تو بتو در نمی رسد بی لشکر تو بر تو نیابد ظفر کسی
💡 چیست این بی عنایتی با من ؟ چون تویی اهل فضل را غمخوار
💡 تو جاودانه بمان در میان سور و سرور که بی عنایت تو گشت سور ما شیون
💡 ز بی عنایتی تو شکایتی است مرا که بر ضمیرم از آن فکرها گماشته اند