بس چاره

لغت نامه دهخدا

بس چاره. [ ب َ رَ ] ( صفت مرکب ) بسیار چاره جو. چابک و جلد دریافتن چاره:
جوانان [ مه آباد ] بیشتر زن باره باشند
در آن زن بارگی بس چاره باشند
همیشه زن فریبی پیشه دارند
ز رعنایی همین اندیشه دارند.( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

بسیار چاره جو چابک و جلد دریافتن چاره.

جمله سازی با بس چاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدو گفت بندوی بس چاره ساز که آمدت دشمن بتنگی فراز

سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز