شرم کردن
مترادفها
خجالت کشیدن، شرمنده شدن
متضادها
افتخار کردن
لغت نامه دهخدا
شرم کردن. [ ش َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حیا کردن. خجالت کشیدن. ( یادداشت مؤلف ). خثر. ( منتهی الارب ). اخراد. ( از منتهی الارب ). خجاء. ( منتهی الارب ):
آب نه ای چونکه بشویی همی
شرم کن از روی مشو شرم آب.ناصرخسرو.حوراتویی ار نکو و باشرمی
گر شرم کند نکو بود حورا.ناصرخسرو.نشاندی از فریب و وعده صد بارم به خاک و خون
نکردی شرم یکبار از دل امیدوارمن.صائب تبریزی ( از آنندراج ).من هر زمان که جامه فاخر به تن کنم
شرم از نگاه مردم بی پیرهن کنم.؟|| روگرفتن. چادر و روبند پوشیدن زن. روگرفتن زنان ( در لهجه بعضی ایلات ). حجاب؛ یعنی چادر و روبند داشتن،در گیلی ( قریه ای میان سلطان آباد عراق و اصفهان ) زنی به من گفت: زنهای شما شرم می کنند ما شرم نمی کنیم؛ یعنی آنها رو می گیرند و ما رو نمی گیریم. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
حیا کردن خجالت کشیدن خثر
جمله سازی با شرم کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرمآور است، اگر برای شرم معنایی باقی مانده باشد. این اقدام شما نادرست بودهاست. اسم این کار نادرستیست. من وقتم را بیش از تلف نمیکنم که از کسانی که چنین کردهاند شکایتی به مرجعی یا به مقامی ببرم که چنین مقام و مرجع را اگر هم باشد، نمیشناسم… بهتر است این کش رفتنها و مُثله کردنها بماند برای عملهٔ شکنجه و عملهٔ شکنجه هم درنیایند به صورت «ناشر» و «ویراستار» و «فرهیخته»…
💡 بعضی از افرادی که نمیدانند چگونه شریک عشقیِ مناسب خود را پیدا کنند و پذیرش این حقیقت را برای خود شرمآور میدانند، عشقهراسی را در خود به عنوان یک روش خودمحافظتی پرورش میدهند. این افراد، با ابراز ترس خود از عشق به دیگران، نسبت به اینکه بگویند تواناییِ پیدا کردن فرد مناسب را برای عاشق شدن ندارند، بیشتر احساس راحتی میکنند.
💡 امروز شرم ناید آزاده زادگان را کردن به پیش ترکان پشت از طمع دوتائی