بت شکستن

لغت نامه دهخدا

بت شکستن. [ ب ُ ش ِ ک َت َ ] ( مص مرکب ) کسرالاصنام. شکستن بتها:
دگر به روی کسم دیده بر نمی باشد
خلیل من همه بتهای آزری بشکست.حافظ. || مجازاً، خود رااز قیدی یا امری تعبدی رها کردن:
بت شکن امروز، مشو بت پرست.نظامی.

فرهنگ فارسی

شکستن بت کسر الاصنام

جمله سازی با بت شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز شغل بت شکستن چون بپرداخت به آب چشم و خون دل وضو ساخت

💡 نه در بتخانه رفت از بهر تعظیم برای بت شکستن شد براهیم

💡 خودپرستی راه شیطان آمد است بت شکستن راه یزدان آمد است

💡 به پا خاست ناگه خلیلی نهان بیاراست ز آن بت شکستن جهان

💡 خودپرستی راه شیطان آمده بت شکستن کار مردان آمده

💡 من سخنْ‌سوزم سخنْ‌گو نیستم بت شکستن دیگرست از بت‌گری

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز