بالافق

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
افق (۳ بار)ب (۲۶۴۹ بار)
ناحیه. طرف. (قاموس نهایه، مفردات) یعنی او در ناحیه روشن دید، جمع آن آفاق است یعنی اطراف. نواحی آیات خود را در اطراف آسمانها و زمین و در وجودشان، به آنها حتماً می‏نمایانیم در نهج البلاغه خطبه 90 هست: «و ان الافاق قد اغامت» اطراف ابر آلوده شده است:

جمله سازی با بالافق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اين تعليم را به او داد (در حالى كه در افق اعلى قرار داشت ) (و هو بالافق الاعلى ).

💡 وجـــوه مـــخـــتـــلف در مـــعـــنـــاى آيات: (ذو مرة فاستوى و هو بالافق الا على ثم دنافتدلى...)

💡 وجوه مختلف در معناى آيات: (ذو مرة فاستوى و هو بالافق الا على ثم دنافتدلى...)

💡 در هنگام غروب خورشید، رنگ‌های نارنجی و قرمز بسیار زیبایی در پهنه بالافق نمایان می‌شوند که چشم هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کنند.

💡 وقتی به دریای بی‌کران خیره شدم، خط جدایی میان آسمان و آب را درست در همان نقطه دوردست در بالافق مشاهده کردم که بسیار خیره‌کننده بود.

💡 پرندگان در سپیده‌دم با پرواز کردن در پهنه بالافق، به دنبال غذای خود می‌گردند و منظره بسیار زیبایی را در آسمان صبحگاهی خلق می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران