بی سواد

لغت نامه دهخدا

بی سواد. [ س َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + سواد ) آنکه خط خواندن نتواند. ( ناظم الاطباء ). که خواندن و نوشتن نداند. ( یادداشت مؤلف ). ناخوانا. نانویسا. ناخوانده. امی. عامی: بی سواد کور است. || که معلومات بسیار و عمیقی ندارد: آدمی بیسواد. ( یادداشت مؤلف ). کم مایه در دانش.

فرهنگ عمید

کسی که خواندن و نوشتن نداند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه خواندن و نوشتن ندارند. ۲ - بی علم بی معرفت.

دانشنامه عمومی

بی سواد (فیلم ۱۹۶۲). بی سواد ( به هندی: Anpadh ) فیلمی محصول سال ۱۹۶۲ و به کارگردانی موهان کومار است. در این فیلم بازیگرانی همچون مالا سینها، بالراج ساهنی، درمندرا، بیندو، آریونا ایرانی ایفای نقش کرده اند.

جمله سازی با بی سواد

💡 نظر بست از تماشا بوالهوس، تا یار نو خط شد خط ریحان غبار چشم باشد بی سوادی را

💡 پژوهشگران اولیه در ماقبل تاریخ بشر، باستان شناسان و انسان شناسان فیزیکی هستند که از کاوش‌ها، بررسی‌های زمین‌شناسی و جغرافیایی و سایر تحلیل‌های علمی برای آشکارسازی و تفسیر ماهیت و رفتار مردمان پیش باسواد و بی سواد استفاده می‌کنند.

💡 استنیس وقتی همسرش ملکه سلیس، خیانت خود را به عنوان خدمت به پروردگار نور تشویق می‌کند، شگفت زده می‌شود. دختر او، شاهدخت شیرین، با کتاب به پیش داووس در زندان می‌رود؛ او اعتراف می‌کند که بی سواد است و او شروع به آموزش خواندن می‌کند.

💡 در سال ۲۰۱۱، حدود ۲٬۳ میلیون (٪ ۴) از جمعیت در سن کار کاملاً بی سواد و ۷٬۵ میلیون نفر از نظر عملکردی بی سواد در نظر گرفته شدند.

💡 به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی. امان این غزل اگر ملمع نبود سر دفتر انتخاب نخستین بود و زبان سراینده را از لالی دربارش دریا دریا گهر در آستین. دریغا که عربی ندانم و بی سوادان را فضیلت فروشی بی ادبی است، دو فردش مناسب بود نگارش رفت، بیت:

💡 در حال حاضر ۲۶ درصد زنان عراقی بی سواد هستند. این آمار در زنان ۱۵ تا ۲۴ ساله حدود ۸۵ درصد می‌باشد. طبق استاندارهای جهانی زنان عراقی با داشتن شاخص بالای بی سوادی در بین نوجوانان، دچار ساییدگی سواد هستند.