بوسین
لغت نامه دهخدا
بوسین. ( اِ ) ملامت و تهمت. ( آنندراج ). تهمت و سرزنش و ملامت. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
بوسین. ( اِخ ) از ولایت عراق عجم و از منطقه ساوه. چهل ودو پاره دیه است و راودان و ازناوه و شمیرم و مرق ودفس و خیجین معظم قرای آن. و حقوق دیوانی این نواحی چهار تومان و نیم مقرر است. ( از نزهةالقلوب ص 63 ).
فرهنگ فارسی
از ولایت عراق عجم و از منطقه ساوه. چهل و دو پاره دیه است و راودان و ازناوه و شمیرم و مرق و دفس و خیجین. معظم قرای آن و حقوق دیوانی این نواحی چهار تومان و نیم مقرر است.
جمله سازی با بوسین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنتونیو بوسینی آخرین بازی ملی خود را در سال ۱۹۲۹ میلادی انجام داد.