برسایش

لغت نامه دهخدا

برسایش. [ ب َ ی ِ ] ( اِمص ) فرسایش:
ما مانده شدستیم و گشته سوده
ناسوده ونامانده چرخ گردا
برسایش ما را ز جنبش آمد
ای پور درین زیر ژرف دریا.ناصرخسرو.رجوع به سودن و سایش شود.

دانشنامه آزاد فارسی

بَرْسایِش (attrition)
در علوم زمین، فرآیند گرد شدن و کوچک شدن تدریجی خرده سنگ های غلطان و معلّق در جریان باد، رودخانه یا دریا، براثر برخورد با یکدیگر. گردشدگیِ خرده سنگ ها گویای آن است که از چه مسافت هایی حمل شده اند. این امر، به ویژه برای خرده سنگ های غلطان در رودخانه ها صادق است. این اجزا در مسیرهای شیب دار گردتر و کوچک تر می شوند و به این ترتیب، بار رودخانه در بالا دست بیشتر ناصاف و بزرگ، و در پایین دست کوچک تر و گردتر است.

جمله سازی با برسایش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جریان مارپیچی یا حلزونی عامل مهمی در شکل‌گیری شیب لغزش و پرتگاه رودخانه در بخش پیچان‌رودی رودخانه است. حرکت مارپیچی یا حلزونی جریان آب به فرایندهای عمل هیدرولیکی و برسایش بخش بیرونی رودپیچ کمک می‌کند و با روفتن رسوبات در طول بستر رودپیچ و در امتداد بخش داخلی آن، سد شنی رودپیچی را پدیدی می‌آورد.

💡 برسایش ما را ز جنبش آمد، ای پور، در این زیر ژرف دریا

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز