دانه سوز

لغت نامه دهخدا

دانه سوز. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) سوزنده دانه. که دانه سوزد. که بسوزاند دانه را و نابود کند:
تا تو درین مزرعه دانه سوز
تشنه و بی آب چه آری بروز.نظامی.

فرهنگ فارسی

سوزند. دانه

جمله سازی با دانه سوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مزرع جهان مفشان دانهٔ امید زین دشت برگذر که زمینی است دانه سوز

💡 منقار من ز صبح ازل بود دانه سوز در بیضه بود ناله من آشیانه سوز

💡 از خاک دانه سوز تو یک دانه ضعیف بیرون فتاده، خال لب دلبران شده

💡 عاقلان را در زمین دانه سوز روزگار بهترین تخمی که افشانند، دست افشاندن است

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز