جیغ و ویغ

لغت نامه دهخدا

جیغ و ویغ. [ غ ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع )
- جیغویغ. جیغ و ویغ کردن؛ هیاهو و جار و جنجال راه انداختن با آواز زنانه.

فرهنگ فارسی

جیغ و بغ هیاهو و جار و جنجال راه انداختن با آواز زنانه.

جمله سازی با جیغ و ویغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «خمره شیر نداشت، لیوانی حلبی را سوراخ کرده بودند و نخ بلند و محکمی بسته بودند به آن. بچه‌ها لیوان را پایین می‌فرستادند، پرآب که می‌شد، بالا می‌کشیدند و می‌خوردند؛ مثل چاه و سطل. بچه‌هایی که قدشان بلندتر بود، برای بچه‌های کوچولو و قدکوتاه لیوان را آب می‌کردند. زنگ‌های تفریح دور خمره غوغایی بود. بچه‌ها از سر و کول هم بالا می‌رفتند. جیغ و ویغ و داد و قال می‌کردند و می‌خندیدند و لیوان را از دست هم می‌قاپیدند…»

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز