لغت نامه دهخدا
جنگ گر. [ ج َ گ َ ] ( ص مرکب ) جنگجو. دلاور. جنگی: چاچ ناحیتی است بزرگ و آبادان و مردمانی غازی پیشه و جنگ گر. ( حدود العالم ).
جنگ گر. [ ج َ گ َ ] ( ص مرکب ) جنگجو. دلاور. جنگی: چاچ ناحیتی است بزرگ و آبادان و مردمانی غازی پیشه و جنگ گر. ( حدود العالم ).
جنگجو دلاور جنگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو جنگ گران کرده شد در سه روز بیامد سیاووش لشکر فروز
💡 سه جنگ گران شد میان شان بدشت دو بهر سپه سوی ارجاسپ گشت
💡 سه جنگ گران کرده شد در سه روز چهارم چو بفروخت گیتیفروز
💡 سه جنگ گران کرده شد در سه روز چه در شب چه در هور گیتی فروز
💡 ز هر سوی دلیری به پیکار بود نبد جنگ گر جنگ پیکار بود
💡 رسیدم ز ایران به ریگ فرب سه جنگ گران کرده شد در سه شب