لغت نامه دهخدا
بونصر. [ ن َ ] ( اِخ ) رجوع به ابونصر شود.
بونصر. [ ن َ ] ( اِخ ) رجوع به ابونصر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۸. «در باب قطعه بونصر شادی». راهنمای کتاب، ۱۳۵۲، ش. ۱۶، ص. ۳۲۱.
💡 شاهان را آزادگی و حری باید قطران شدم اینک ز تو بونصری باید
💡 دادگر بونصر جستان خسرو گیتی ستان کز همه کس برگزیدش کردگار دادگر
💡 مبادا گیتی از دو شاه خالی ز شه بونصر و خسرو بوالمعالی
💡 شه جباران بونصر محمد که بدو ز بر چرخ گذشته است شه از جباری
💡 بونصر دریغا ز جهان رفت و دگر بار یک شاعر ناید که باو باشد مانند