لغت نامه دهخدا
برخبر. [ ب َ خ َ ب َ ] ( ص مرکب ) باخبر: ولیکن دو گواه بیارم که ایشان هر دو اززمین پیمای تو عالمتر و برخبرتر. ( تاریخ قم ص 106 ).
برخبر. [ ب َ خ َ ب َ ] ( ص مرکب ) باخبر: ولیکن دو گواه بیارم که ایشان هر دو اززمین پیمای تو عالمتر و برخبرتر. ( تاریخ قم ص 106 ).
با خبر: و لیکن دو گواه بیارم که ایشان هر دو از زمین پیمای تو عالمتر و بر خبرتر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولى به هر حالدر چـنـين مساله اى تكيه كردن بر خبر واحد دور از حزم و احتياط و مخالف چيزى است كه درعلم اصول اثبات شده، هر چند اين خبر چنانكه گفتيم مشكلى ايجاد نكند.
💡 عاشق چنان به بویت از دور مست گردد کاو را اگر بگیری در بر خبر نباشد
💡 بنده از سر ناز و دلال گوید: بر خبر همی رفتم جویان یقین. ترس مایه و امید قرین. مقصود از من نهان و من کوشنده دین. ناگاه برق تجلی تافت از کمین، از ظن چنان بیند وز دوست چنین.
💡 پیر طریقت باین معنی اشارت کرده گفته بر خبر همی رفتم جویان یقین، ترس، مایه و امید قرین، مقصود از من نهان و من کوشنده دین، ناگاه برق تجلی تافت از کمین، از ظن چنان روز بینند و از دوست چنین.
💡 نكته دوم اينكه جمله (فانك انت العزيز الحكيم ) در مقام افاده حصر عزت و حكمت براىخداوند نيست. بلكه آوردن ضمير فصل (انت ) و در آوردن الف و لام بر خبر براىافاده تاكيد است، و برگشت معناى آيه به اين است كه: عزت و حكمت تو مطلبى است كهجاى هيچ ترديد نيست، پس اگر آنان را ببخشى مجالى براى هيچگونه اعتراض بر تونيست.