کره زدن

لغت نامه دهخدا

کره زدن. [ ک َ رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کره بستن. کره برآوردن ( ناظم الاطباء ذیل کره ). کره گرفتن. کپک زدن. تکرج. سبز شدن نان و غیره چون دیری در هوای مرطوب بماند. ( یادداشت مؤلف ). زنگار بستن نان و میوه و جز آن. ( ناظم الاطباء ). اور زدن ( تکرج عربی و مشتقات ماده کرج معرب این کلمه فارسی است ). ( یادداشت مؤلف ). رجوع به کپک زدن، کره گرفتن و کره برآوردن شود.
کره زدن. [ ک ِرْ رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) خندیدن نه به فرزانگی. ( یادداشت مؤلف ). خندیدن به آواز ممتد. رجوع به کِرّه شود.

فرهنگ فارسی

خندیدن نه بفرزانگی. خندیدن به آواز ممتد.

جمله سازی با کره زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کره شمالی انتخابات، همیشه تنها با حضور یک نامزد (رهبر کشور) برگزار می‌شود. رای‌دهندگان می‌توانند با خط زدن نام آن نامزد علیه او رأی بدهند.البته تبعات این کار به عهده خود شخص است.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز