کار گره شدن یا

لغت نامه دهخدا

کار گره شدن یا بودن. [ گ ِ رِه ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بر نیامدن حاجت. ( آنندراج ):
ز سخت گیری زلف تو کار من گره است
وگرنه هیچ گره نیست بی گشاد اینجا.مولانا لسانی شیرازی ( ازآنندراج ).

جمله سازی با کار گره شدن یا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به غیر عزم طواف در تو کارم نیست فلک ز دشمنی‌ام افکند به کار گره

💡 ز بس شکفتگی آرد نسیم عهدش اگر به خنده درندهد تن کند چه کار گره

💡 گره گشای جهان چون علی(ع) بود «عمان » امید هست که بگشایدت ز کار گره

💡 کی باز شود کار گره در گرهٔ من تا طرهٔ مشکین تو چین بر سر چین است

💡 چشید کام دلم لذت گشایش او هزار شکر که آمد مرا به کار گره

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز