فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص م. ) پروراندن و چاق کردن (گوسفند و مانند آن ).
( ~. کَ دَ ) (مص م. ) پروراندن و چاق کردن (گوسفند و مانند آن ).
( مصدر ) پروراندن و چاق کردن ( گوسفند و مانند آن ).
پروراندن و چاق کردن (گوسفند و مانند آن)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زبان مغولی مصدر واژهٔ دارخالا به معنای آهنگری و صنعتگری است، اگرچه این واژه در زبان ترکی معیار معاصر کاربردی ندارد، ولی در گویشهای محلی آناتولی به معنای کسی که به دلیل کار نکردن فربه شده یا انسان و حیوانی که از کار کردن معاف شده باشد به کار میرود.
💡 ز غفلت روی دست فربهی خوردم، ندانستم که حصن عافیت پهلوی لاغر می توان کردن