فربه کردن

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) (مص م. ) پروراندن و چاق کردن (گوسفند و مانند آن ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پروراندن و چاق کردن ( گوسفند و مانند آن ).

ویکی واژه

پروراندن و چاق کردن (گوسفند و مانند آن)

جمله سازی با فربه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زبان مغولی مصدر واژهٔ دارخالا به معنای آهنگری و صنعتگری است، اگرچه این واژه در زبان ترکی معیار معاصر کاربردی ندارد، ولی در گویش‌های محلی آناتولی به معنای کسی که به دلیل کار نکردن فربه شده یا انسان و حیوانی که از کار کردن معاف شده باشد به کار می‌رود.

💡 ز غفلت روی دست فربهی خوردم، ندانستم که حصن عافیت پهلوی لاغر می توان کردن

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز