غلام زحل

لغت نامه دهخدا

غلام زحل. [ غ ُ م ِ زُ ح َ ]( اِخ ) عبداﷲبن حسن بغدادی، مکنی به ابوالقاسم و معروف به غلام زحل از منجمان و دانشمندان حساب فلکی و افاضل قرن چهارهم هجری قمری بود. او راست: کتاب «احکام النجوم »، «التسییرات و الشعاعات »، «الاختیارات »، «الجامع الکبیر» و «الاصول المجردة». وی به سال 376 هَ.ق. درگذشت. ( از اعلام زرکلی ج 2 ص 616 ). ابن الندیم علاوه بر کتب مذکور کتاب الانفصالات را نیز به وی نسبت داده است. رجوع به فهرست ابن الندیم چ 1 مصر ص 395 و تاریخ الحکماء قفطی ص 224 و تتمة صوان الحکمة ص 210 شود.

دانشنامه آزاد فارسی

غُلام زُحَل ( ـ ۳۷۶ق)
(لقبِ ابوالقاسم عبیدالله بن حَسَن بغدادی) منجم مسلمان ساکن بغداد و از نزدیکان ابوسلیمان منطقی. کتاب های شعاعات، احکام النجوم، التسییرات، و الاختیارات الجامع الکبیر و الاصول المجرده در زمرۀ آثار اوست. ابن ندیم در الفهرست، علاوه بر کتاب های یادشده، کتاب الانفصالات را نیز به او نسبت داده است.

جمله سازی با غلام زحل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن امیری تو که در مملکت چرخ زحل از غلامان سیاه تو بود یک سرهنگ

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز