عیار کردن

لغت نامه دهخدا

عیار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) وزن کردن. عیارگرفتن. رجوع به عیار و عیار گرفتن شود:
من اینجا کنم نقد خود را عیار
خود آنجا بیامرزد آمرزگار.میرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

وزن کردن عیار گرفتن

جمله سازی با عیار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عیار وحشت او را نمی دانم، همین دانم که ایام حیات من سرآمد در کمین کردن

💡 سر فدا کردن و چون عیاران جان به کف بر در جانان رفتن

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز