لغت نامه دهخدا
طل گرفتن. [ طُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) این کلمه از طلاطله عربی آید که بمعنی لهات یا سقوط لهات است و امروز سد کردن دانه یا خرده ای از طعام است قسمت زیرین سوراخ کودک را.
طل گرفتن. [ طُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) این کلمه از طلاطله عربی آید که بمعنی لهات یا سقوط لهات است و امروز سد کردن دانه یا خرده ای از طعام است قسمت زیرین سوراخ کودک را.
این کلمه از طلاطله عربی آید که بمعنی لهات یا سقوط لهات است و امروز سد کردن دانه یا خرده از طعام است قسمت زیرین سوراخ کودک را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مایکل میگوید که ساخت ترانهٔ «بیلی جین» آنقدر ذهنش را مشغول کرده بود، که وقتی در بزرگراه در حال رانندگی بود، متوجهٔ آتش گرفتن موتور ماشینش نشد تا زمانی که یک موتورسوار او را از این موضوع باخبر کرد.
💡 ولى قاتل او كسى است كه به او عيب گرفتن و سرزنش كردن نمى چسبد و روا نيست، آنكسى كه از قديم به عنوان مرد شجاع و نورانى اين ديار خوانده مى شود!(439)