لغت نامه دهخدا
سیاه شدن زبان. [ ش ُ دَ ن ِ زَ ] ( مص مرکب ) از کار افتادن زبان بسبب بد گفتن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
سیاه شدن زبان. [ ش ُ دَ ن ِ زَ ] ( مص مرکب ) از کار افتادن زبان بسبب بد گفتن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
از کار افتادن زبان بسبب بد گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناخنهایی که در قسمت جلو صاف نیستند ممکن است فشار وارده به پا را در سطح ناخن متمرکز کنند. کوتاه کردن صحیح ناخنها در جلوگیری از سیاه شدن ناخنهای پا مؤثر است.
💡 دراثر فشار خون، دیابت و افزایش چربی خون همانگونه که عروق کرونر دچار انسداد میشوند سایر عروق بدن از جمله گردن و اندامها نیز مسدود میشوند، این انسداد عروق موجب سیاه شدن دست و پا، ایجاد درد در اندامها و سکتههای مغزی میشود.
💡 ناخن سیاه شده را میتوان بهطور محافظه کارانه یا با تخلیه خونمردگی و در نتیجه کاهش فشار (ناشی از تجمع خون زیر ناخن) درمان کرد، فشار (زیر ناخن و بالای بستر ناخن) را میتوان با ایجاد یک سوراخ در سطح ناخن روی محل خونمردگی (در چهل و هشت ساعت اول پس از سیاه شدن ناخن) برطرف کرد (مته کاری)، این امر همچنین با کشیدن ناخن ممکن است.