سست بخت

لغت نامه دهخدا

سست بخت. [ س ُ ب َ ] ( ص مرکب ) بدبخت و بی طالع. ( ناظم الاطباء ). مدبر و بدبخت. ( آنندراج ):
غمت بر سست بختان کرده لازم سست کوشی را.ظهوری.

فرهنگ فارسی

بد بخت و بی طالع. مدبر و بدبخت.

جمله سازی با سست بخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آه اگر بخت کند سستی آن طایر قدس گردد از حال خسته بمن فارغ بال

💡 سپهر سست تا برپاست، دست او قوی گردد جهان پیر تا برجاست، بخت او جوان باشد

💡 این سستی بخت پیر هر ساعت در قوت خاطر جوان بندم

💡 بکوشید لختی به نیروی بخت مگیرید سست این چنین کار سخت

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز