رم زده

لغت نامه دهخدا

رم زده. [ رَ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) گریخته. ( آنندراج ). رم دیده. رم کرده. رم خورده. رجوع به رم دیده و رم خورده و رم کرده شود:
رشته جذب محبت نکند کوتاهی
چه شد ای رم زده، آهوی بیابان شده ای.وحید ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

گریخته رم دیده رم کرده رم خورده

جمله سازی با رم زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون نصیب تو نشد آب خضر اسکندر تیغ از خشم چه بر پهلوی دارا زده‌ای

💡 دعبل پس از سرودن قصيده مدارس آيات به خراسان رفت و خدمت على ابن موسى الرضاعليه السلام رسيد و قصيده را براى آن حضرت بيان نمود و همان طور كه معروف است،حضرت بيتى به آن افزود. اين موقعى بود كه حضرت رضا عليه السلام عنوان ولايتعهدى ماءمون را داشت و به نام ايشان سكه زده بودند.

💡 در خرابات مغان مست و بهم بر زده دوش می‌کشیدند مرا چون سر زلف تو به دوش

💡 اولین جرقه‌های مقاومت توسط سربازان سابق و سربازان آزاد شده از زندان‌های آلمان زده شد. گسترش مقاومت در ابتدا بسیار کند بود؛ زیرا پیروزی مقتدرانه آلمان مردم را حیرت‌زده کرده بود.

💡 ارتش بریتانیا تخمین زده‌است که در یک ارتش حرفه‌ای، یک گروهان متشکل از کادر ثابت که به عنوان نیروهای حافظ صلح به خارج از کشور اعزام شده‌است برابر با سه گروهان در کشور است. حقوق آنان کاملاً از بودجه ارتش پرداخت می‌شود.

💡 به کوه رفتم و پرسیدم این چه بیدردیست؟ رسد بگوش تو آه و فغان غم زده ئی

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز