لغت نامه دهخدا
دریابگی. [ دَرْ ب َ ] ( حامص مرکب ) ( مرکب از دریای فارسی + بگ ترکی + ی حاصل مصدر ) دریابیگی. رجوع به دریابیگی شود.
دریابگی. [ دَرْ ب َ ] ( حامص مرکب ) ( مرکب از دریای فارسی + بگ ترکی + ی حاصل مصدر ) دریابیگی. رجوع به دریابیگی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی ۴۱ سال حکمرانی داشت، محمد تقی خان مردی متین وسیاستمدار ومردم دار و با تدبیر بود. او با فتحعلیخان حاکم لارستان روابط حسنه داشت ودستورات فرمان فرمای فارس ومأمورین عالی دولت را بخوبی اجرا میکرد. زمان او مصادف با سلطنت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجار ونهضت مشروطیت ایران بود. حکومت قوام الملک وفرزندش محمد رضا خان قوام الملک وسرکوبی شورش قواسم بندر لنگه بدست دریابگی حکمران بوشهر از وقایع زمان او است.