اذاقه

لغت نامه دهخدا

( اذاقة ) اذاقة. [ اِ ق َ ] ( ع مص ) اِذاقت. چشانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مؤیدالفضلاء ). چشاندن. || به امتحان دادن چیزی را. || مکافات امری کردن: اذاقه اﷲ وبال امره. همگنان را به احاقت مکر و اذاقت غدر خویش منکوب و منحوب گردانید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 206 ). || اذاق زید بعدک کرماً؛ کریم و سخی گردید.

جمله سازی با اذاقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و اگر خداى سبحان در اين آيه حلال كردن لذات را براى انسانها اذاقه و چشاندن خواندهبراى اين است كه بفهماند لذات دنيا مانند طعم غذاها ناپايدار است و به سرعت از بين مىرود، نظير تعبيرهاى زير كه درباره لذات دنيا كرده اند، يكى گفته: (ظلى استزائل ) يعنى سايهاى است زودگذر، ديگرى گفته: رؤ ياهاى شيرينى است كه پس ازبيدارى اثرى از آن نمييابى.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز