لغت نامه دهخدا
( عاتقة ) عاتقة. [ ت ِ ق َ ] ( ع ص ) کمان کهنه سرخ رنگ. ( اقرب الموارد ). رجوع به عاتق و عاتک شود. || دختر جوان. مؤلف اقرب الموارد آرد: در صحاح گوید، جاریة عاتقة یعنی شابة، که به بلوغ رسیده و هنوز به شوی نرفته باشد. ( اقرب الموارد ).
( عاتقة ) عاتقة. [ ت ِ ق َ ] ( ع ص ) کمان کهنه سرخ رنگ. ( اقرب الموارد ). رجوع به عاتق و عاتک شود. || دختر جوان. مؤلف اقرب الموارد آرد: در صحاح گوید، جاریة عاتقة یعنی شابة، که به بلوغ رسیده و هنوز به شوی نرفته باشد. ( اقرب الموارد ).
کمان کهنه سرخ رنگ دختر جوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ان العبد اذا قام يصلى اتى بذنوبه كلها، فوضعت على راءسه و عاتقه فكلما ركعاو سجد تساقطعت عنه
💡 346- عن اءبى بصير قال: سعمت اءبا جعفر الباقر عليه السّلاميقول: (...ويضع السيف على عاتقه ثمانية اءشهر هرجا هرجا حتى يرضى اللّه...).نعمانى، ص 239.
💡 فكل مافرض الله عز وجل فاعلانه افضل من اسراره وكل ما كان تطوعا فاسراره افضل من اعلانه، ولو ان رجلايحمل زكوة ماله على عاتقه، فقسمها علانية كان ذلك حسنا جميلا.
💡 يجرد السيف على عاتقه ثمانية اشهر هرجا حتى يرضى الله.(230)