رو سخت
لغت نامه دهخدا
روسخت. [ س ُ ] ( اِ ) روسختج. ( فرهنگ شعوری ). رجوع به روسختج و راسخت و روسته شود.
فرهنگ فارسی
روسختج
جمله سازی با رو سخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از صفاهان ز چه رو سخت نفوری کاین شهر بنگه محتشمان است وکریمان زمن
💡 غیر از سپند خال که رو سخت کرده است در آتش این چنین ننشسته است هیچ کس
💡 نازکخاطر، کم آرزو میباشد رو سخت، شریر و فتنهجو میباشد
💡 مرد سمج مبرم رو سخت شلائین طفلی که ز زهدان فکند مام فکانه
💡 به حسن آئینه می گوید که هستم چون به رویش من آن رو سخت را با دوست خواهم روبرو کردن
💡 رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا ور شرم داری، یک قدح بر شرم افشان ساقیا